کشوری که پالایشگاه میسازد، چرا هنوز ثروت ملی نمیسازد؟
وقایع صنعت – ایران از معدود کشورهایی است که میتواند پالایشگاه، پتروشیمی و نیروگاه را از مرحله طراحی تا اجرا، بهصورت «صفر تا صد» احداث کند. با این حال، پرسشی بنیادین سالهاست بیپاسخ مانده است: اگر توان ساخت کارخانه وجود دارد، چرا تولید ثروت ملی همچنان با ضعف ساختاری مواجه است؟
پاسخ این پرسش نه در کمبود نیروی انسانی متخصص نهفته است و نه صرفاً در محدودیتهای بیرونی؛ بلکه ریشه آن را باید در نوع نگاه دولت به یک مفهوم کلیدی جستوجو کرد: «شرکتهای طرح و ساخت».
در ادبیات رسمی حکمرانی اقتصادی ایران، شرکتهای طرح و ساخت اغلب بهعنوان پیمانکار پروژه شناخته میشوند؛ واحدهایی که پروژه را اجرا میکنند، تحویل میدهند و از چرخه تصمیمسازی کنار میروند. در حالی که در تجربه جهانی، شرکتهای طرح و ساخت صرفاً مجری پروژه نیستند، بلکه سازندگان داراییهای مولد، زنجیره صنعتی و نفوذ اقتصادی پایدار به شمار میآیند.
چین، شرکتهای طرح و ساخت را به بازوی سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی خود تبدیل کرده است؛ و کره جنوبی از آنها بهعنوان نردبان توسعه صنعتی و یادگیری فناورانه بهره برده است. نتیجه این رویکرد آن بوده که این کشورها نهتنها کالا، بلکه کارخانه، زیرساخت و پروژه صادر میکنند.
مسئله اقتصاد ایران فقدان شرکتهای طرح و ساخت توانمند نیست؛ مسئله اصلی، فقدان «حکمرانی شرکتهای طرح و ساخت» است. نگاه هزینهمحور و پروژهای به این ظرفیت ملی، آن را از زنجیره توسعه اقتصادی جدا کرده و به فعالیتی مقطعی و کوتاهعمر تقلیل داده است.
در صورتی که سیاستگذار، شرکتهای طرح و ساخت را بهعنوان داراییهای راهبردی ملی بازتعریف کند و آنها را در پیوند با تأمین مالی توسعهای، سیاست صنعتی و دیپلماسی اقتصادی قرار دهد، پروژهها خود به ابزار صادرات تبدیل میشوند، داراییهای مولد پیش از محصول ارزآوری میکنند و رشد اقتصادی از مسیر خلق ثروت واقعی و پایدار شکل میگیرد.
شاید زمان آن فرارسیده است که شرکتهای طرح و ساخت از حاشیه مناقصهها و قراردادهای کوتاهمدت به متن حکمرانی اقتصادی کشور منتقل شوند؛ جایی که میتوانند نقش واقعی خود را در توسعه ملی ایفا کنند.