فولاد خوزستان فراتر از تولید، در مسیر حکمرانی هوشمند صنعت فولاد
وقایع صنعت – صنعت فولاد جهان در حال عبور از یک نقطه عطف تاریخی است؛ دورانی که در آن دیگر ظرفیت اسمی تولید، تعداد کورهها و تناژ محصولات بهتنهایی معیار قدرت و برتری شرکتهای فولادی محسوب نمیشود. امروز آنچه مرز میان تولیدکنندگان پیشرو و سایر بازیگران این صنعت را تعیین میکند توانایی ترکیب فناوری، بهرهوری انرژی، مدیریت کربن، اقتصاد هوشمند و خلق ارزش افزوده از منابع موجود است. در چنین شرایطی حضور شرکت فولاد خوزستان در بیستوهشتمین سمپوزیوم فولاد ایران در اصفهان را باید از زاویهای فراتر از یک مشارکت معمول صنعتی بررسی کرد.
مرور دستاوردها، سخنان مدیریتی و پژوهشهای ارائهشده از سوی این مجموعه نشان میدهد فولاد خوزستان تلاش کرده است تصویری از یک بنگاه صنعتی در حال تحول ارائه دهد؛ شرکتی که در کنار حفظ جایگاه تولیدی و صادراتی خود به دنبال بازتعریف شیوه خلق ارزش در صنعت فولاد است.
یکی از مهمترین محورهای مطرحشده در این رویداد استفاده از هوش مصنوعی و فناوری دوقلوی دیجیتال برای بهینهسازی فرآیندهای تولید بود. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که صنعت فولاد از جمله صنایع انرژیبر محسوب میشود و حتی تغییرات محدود در راندمان تجهیزات، زمانبندی عملیات و میزان مصرف انرژی میتواند در مقیاس تولید انبوه صرفهجویی اقتصادی قابلتوجهی ایجاد کند.
نگاه مطرحشده از سوی امین ابراهیمی، مدیرعامل فولاد خوزستان نیز در این زمینه قابل تأمل است. تأکید بر اینکه هیدروژن میتواند آینده فولاد سبز باشد، اما هوش مصنوعی ابزار امروز این تحول است، نشاندهنده نوعی واقعگرایی در انتخاب مسیر توسعه فناوری است. واقعیت این است که جایگزینی کامل فناوریهای سنتی با روشهای نوین مبتنی بر هیدروژن مستلزم سرمایهگذاری سنگین، زیرساختهای جدید و دسترسی پایدار به انرژی است. در مقابل هوشمندسازی فرآیندهای موجود، تحلیل دادههای تولید و شبیهسازی دیجیتال میتواند با هزینهای بهمراتب کنترلپذیرتر زمینه کاهش اتلاف انرژی و افزایش بهرهوری را فراهم کند.
اهمیت این رویکرد زمانی بیشتر میشود که بدانیم فولاد خوزستان در چهارمین پژوهش ارائهشده خود به الگوریتم هوشمند MOGWO-LS برای زمانبندی فعالیت کوره قوس الکتریکی پرداخته است؛ الگوریتمی که با در نظر گرفتن نوسانات شبکه برق، مصرف انرژی و انتشار کربن، به دنبال انتخاب زمان بهینه فعالیت کوره است.
این پژوهش از منظر صنعتی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا مدیریت مصرف برق دیگر صرفاً به معنای کاهش مصرف نیست، بلکه زمان مصرف نیز به یک متغیر اقتصادی تبدیل شده است. اگر چنین الگوریتمی از مرحله شبیهسازی به بهرهبرداری واقعی برسد میتواند به کاهش هزینه انرژی و مدیریت بهتر محدودیتهای شبکه کمک کند.
شاید یکی از برجستهترین دستاوردهای فولاد خوزستان در این سمپوزیوم معرفی و انتخاب پروژه فناورانه فدنس بهعنوان برترین طرح این رویداد باشد؛ موفقیتی که برای دومین سال متوالی نام این شرکت را در میان برگزیدگان طرحهای فناورانه صنعت فولاد قرار داد. فدنس نمونهای از تغییر نگاه به محصولات جانبی و پسماندهای صنعتی است. محصولی که با استفاده از پسماندهای فولادی و دانش فنی متخصصان داخلی توسعه یافته و بهعنوان پودر وزنافزای سیمان حفاری در صنعت نفت کاربرد دارد. رسیدن این محصول از مرحله آزمایشگاهی به تولید نیمهصنعتی با ظرفیت حدود ۱۵۰ تن و ارزیابی موفق آن در چاههای واقعی تحت نظارت شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، نشان میدهد که این دستاورد صرفاً در حد یک ایده پژوهشی باقی نمانده است. لذا اهمیت اقتصادی چنین پروژهای را نباید دستکم گرفت. در اقتصاد صنعتی امروز پسماند زمانی یک هزینه محسوب میشود که برای آن ارزش جایگزین تعریف نشده باشد. اما زمانی که یک محصول جانبی به ماده اولیه موردنیاز صنعتی دیگر تبدیل میشود عملاً یک زنجیره اقتصادی جدید شکل میگیرد. این همان مفهومی است که در ادبیات توسعه صنعتی از آن با عنوان اقتصاد چرخشی یاد میشود؛ مدلی که در آن کاهش ضایعات، حفاظت از محیطزیست و افزایش سودآوری در یک مسیر مشترک قرار میگیرند. فولاد خوزستان با پروژه فدنس نشان داده است که بخشی از ظرفیتهای ارزشآفرینی این صنعت ممکن است نه در افزایش تناژ تولید، بلکه در کشف کاربردهای جدید برای داشتههای موجود نهفته باشد.
در سویی دیگر حضور پژوهشگران گروه فولاد خوزستان با چهار مقاله تخصصی در سمپوزیوم ۱۴۰۵ نیز از دیگر نقاط قابل توجه این رویداد بود. این پژوهشها صرفاً به مباحث نظری محدود نبودند و چهار حوزه مهم مدیریتی و فنی را هدف قرار دادند.
نخست، طراحی شاخص EBSI برای ارزیابی و اولویتبندی پیشنهادهای کارکنان بر اساس معیارهای فنی، اقتصادی و راهبردی؛ موضوعی که میتواند مشارکت نیروی انسانی را از سطح ارائه پیشنهادهای پراکنده به یک سازوکار تصمیمگیری سازمانیافته ارتقا دهد.
دوم، بررسی آثار سازوکار تعدیل کربن مرزی اتحادیه اروپا (CBAM) بر صادرات بیلت فولادی ایران؛ پژوهشی که اهمیت آن با توجه به تغییر قواعد تجارت جهانی و افزایش حساسیت بازارهای بینالمللی نسبت به میزان انتشار کربن دوچندان شده است.
سوم، مطالعه کاربرد نانوذرات کاربید سیلیسیوم و اکسید سریم در بهبود خواص پوششهای نیکل ـ کبالت روی فولاد A516؛ موضوعی که میتواند در افزایش مقاومت تجهیزات صنعتی در برابر خوردگی و سایش کاربرد داشته باشد.
و چهارم، ارائه مدل هوشمند مدیریت انرژی کوره قوس الکتریکی با رویکرد کاهش هزینه و انتشار کربن.
وجه مشترک این چهار پژوهش، توجه به مسائلی است که مستقیماً با هزینه تولید، کیفیت تجهیزات، تصمیمگیری مدیریتی و قدرت رقابت در بازار ارتباط دارند. این موضوع نشان میدهد ظرفیت پژوهشی یک شرکت بزرگ زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که بتواند به مسائل روزمره و راهبردی کارخانه پاسخ عملی بدهد.
با وجود همه دستاوردهای فناورانه نمیتوان از مهمترین چالش ساختاری صنعت فولاد ایران، یعنی ناترازی انرژی، بهسادگی عبور کرد. فولاد خوزستان در سالهای اخیر برای کاهش وابستگی به شبکه سراسری برق، سرمایهگذاری در زیرساختهای اختصاصی انرژی را دنبال کرده است. بر اساس اظهارات مدیرعامل شرکت در حاشیه سمپوزیوم، توسعه ۶۰۰ مگاوات ظرفیت نیروگاه خورشیدی در مناطق بهبهان، گتوند و لامرد در برنامه قرار دارد. همچنین فاز دوم نیروگاه سیکل ترکیبی خلیج فارس با ظرفیت ۱۸۶ مگاوات به بهرهبرداری رسیده است. به گفته او در شرایط فعلی حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد برق موردنیاز خود را از ظرفیتهای مستقل تأمین میکند؛ با این حال محدودیتهای برق همچنان بر فعالیت تولیدی اثرگذار است. این ارقام نشان میدهد فولاد خوزستان مسئله انرژی را صرفاً یک محدودیت بیرونی نمیبیند و برای مدیریت آن وارد حوزه سرمایهگذاری زیرساختی شده است.
البته در این بخش یک نکته راهبردی وجود دارد؛ توسعه نیروگاههای خورشیدی و افزایش ظرفیت تولید برق اختصاصی، زمانی به مزیت رقابتی پایدار تبدیل میشود که با مدیریت هوشمند مصرف، ذخیرهسازی انرژی، پیشبینی بار و بهینهسازی فرآیندهای تولید همراه باشد. به بیان دیگر آینده فولاد خوزستان فقط به میزان برقی که تولید میکند وابسته نیست؛ بلکه به میزان بهرهوری از هر واحد انرژی نیز بستگی دارد.
یکی دیگر از محورهای مهم مطرحشده در سمپوزیوم جایگاه صادرات در آینده صنعت فولاد ایران بود. وقتی ظرفیت تولید فولاد کشور از نیاز بازار داخلی فراتر میرود صادرات دیگر یک انتخاب جانبی نیست؛ بلکه یکی از الزامات حفظ ظرفیت تولید، گردش سرمایه و پایداری اقتصادی شرکتهاست. اما بازار جهانی فولاد نیز تغییر کرده است. سازوکارهایی مانند CBAM، الزامات زیستمحیطی و حساسیت خریداران نسبت به ردپای کربن، قواعد رقابت را دگرگون کردهاند. در چنین شرایطی مزیت صادراتی فقط با افزایش تناژ یا ارائه تخفیف قیمتی حفظ نمیشود. شرکتهایی موفقتر خواهند بود که بتوانند محصولی با کیفیت پایدار، هزینه تمامشده رقابتی، شفافیت زیستمحیطی و قابلیت ردیابی تولید عرضه کنند.
برای فولاد خوزستان این مسئله اهمیت مضاعفی دارد؛ زیرا حفظ بازارهای مختلف مستلزم آن است که همزمان با مدیریت محدودیتهای انرژی، هزینههای تحریم و ریسکهای تجاری خود را با استانداردهای جدید بازارهای هدف نیز تطبیق دهد. در واقع آینده ارائه این شرکت به همان اندازه که به ظرفیت تولید وابسته است به توانایی آن در اثبات کیفیت و پایداری فرآیند تولید نیز بستگی خواهد داشت.
آنچه حضور فولاد خوزستان در سمپوزیوم ۱۴۰۵ را قابل توجه میکند، کنار هم قرار گرفتن چند مؤلفه مکمل است. هوش مصنوعی، پژوهش کاربردی، اقتصاد چرخشی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و نگاه جدید به بازارهای صادراتی.
با این حال مرحله تعیینکننده از اینجا آغاز میشود. صنعت فولاد به دستاوردهای نمایشگاهی و مقالات علمی محدود نمیماند؛ آنچه اهمیت دارد تبدیل این دستاوردها به شاخصهای قابل اندازهگیری در عملکرد واقعی کارخانه است.
در این مسیر، چند پیشنهاد میتواند به تقویت برنامههای توسعهای فولاد خوزستان کمک کند:
نخست، تدوین نقشه راه مشخص برای هوش مصنوعی و دوقلوی دیجیتال، با تعیین واحدهای اولویتدار، زمانبندی اجرا و میزان صرفهجویی قابل انتظار.
دوم، توسعه پروژه فدنس و سایر محصولات حاصل از بازیافت پسماندها، با هدف عبور از تولید نیمهصنعتی و دستیابی به بازارهای پایدار داخلی و صادراتی.
سوم، ایجاد سامانه یکپارچه پایش انرژی و کربن که میزان مصرف، شدت انتشار و هزینه انرژی را در هر تن محصول بهصورت مستمر اندازهگیری کند.
چهارم، تقویت همکاریهای دانشگاهی و دانشبنیان، بهگونهای که پژوهشهای ارائهشده در سمپوزیوم به پروژههای دارای بودجه، مسئول اجرایی و خروجی مشخص تبدیل شوند.
و پنجم، انتشار گزارشهای دورهای از نتایج اقتصادی و زیستمحیطی پروژهها؛ زیرا در نهایت میزان کاهش هزینه، افزایش بهرهوری و خلق ارزش افزوده است که موفقیت یک برنامه فناورانه را اثبات میکند.
بیتردید نمیتوان همه مشکلات صنعت فولاد را با هوش مصنوعی یا اقتصاد چرخشی حل کرد. محدودیتهای انرژی، دشواری تأمین مالی، هزینههای ناشی از تحریم و بیثباتی مقررات همچنان موانعی جدی در مسیر توسعه این صنعت هستند. حتی بهترین برنامههای فناورانه نیز بدون ثبات سیاستگذاری و دسترسی قابل پیشبینی به منابع انرژی و سرمایه با محدودیت اجرایی مواجه خواهند شد. با این حال نکته مثبت در عملکرد و رویکرد اعلامشده فولاد خوزستان آن است که این شرکت بهجای انتظار برای فراهم شدن تمام شرایط ایدهآل، تلاش کرده از ظرفیتهای موجود برای حل بخشی از مشکلات استفاده کند.
انتخاب پروژه فدنس بهعنوان طرح برتر سمپوزیوم، ارائه چهار پژوهش تخصصی، برنامه توسعه انرژی خورشیدی و توجه به هوشمندسازی فرآیندهای تولید، مجموعهای از نشانههای امیدوارکننده در این مسیر هستند.
حضور فولاد خوزستان در اصفهان را باید فرصتی برای تثبیت یک نگاه جدید به آینده این مجموعه دانست؛ نگاهی که در آن تولید بیشتر تنها هدف نیست، بلکه تولید هوشمندتر، کمهزینهتر، پاکتر و با ارزش افزوده بالاتر در اولویت قرار میگیرد.
صنعت فولاد آینده متعلق به شرکتی نیست که صرفاً بیشتر تولید کند؛ متعلق به شرکتی است که از هر تن مواد اولیه، هر کیلووات ساعت برق، هر ساعت فعالیت تجهیزات و حتی هر واحد پسماند، ارزش بیشتری خلق کند.
فولاد خوزستان در سمپوزیوم ۱۴۰۵ نشانههایی از حرکت به سمت این آینده را به نمایش گذاشت. اکنون مهمترین انتظار از این مجموعه تبدیل این دستاوردها به نتایج پایدار در خط تولید، صورتهای مالی، بازار صادراتی و عملکرد زیستمحیطی است. اگر این حلقه بهدرستی تکمیل شود فولاد خوزستان میتواند از جایگاه یک تولیدکننده بزرگ فولاد به یکی از الگوهای تحول فناورانه و اقتصادی صنعت فولاد کشور ارتقا یابد.