آقای معاون اقتصادی؛ اهواز جلسه نمیخواهد، خروجی میخواهد
وقایع صنعت – چند روز پیش کلیپی از «بازیل» دیدم؛ مجموعهای ساحلی در اهواز که چند سال است تعطیل و متروکه شده است. دیدن آن تصویر، یک سؤال ساده اما جدی در ذهنم ایجاد کرد: اگر این مجموعه به یک سرمایهگذار توانمند واگذار و دوباره احیا شود، چه اتفاقی برای اهواز و خوزستان میافتد؟ احتمالاً چندین فرصت شغلی ایجاد میشود، سرمایه بخش خصوصی وارد پروژه میشود، گردش مالی شکل میگیرد، زنجیرهای از کسبوکارهای کوچک و بزرگ اطراف آن فعال میشوند و در نهایت، یک مقصد جدید برای تفریح و گردشگری شهر ایجاد خواهد شد. اما «بازیل» فقط یک نمونه است. سؤال اصلی من از معاونت اقتصادی استانداری خوزستان این است: چند «بازیل» دیگر در خوزستان داریم؟ چند مجموعه، زمین، پروژه یا ظرفیت اقتصادی داریم که سالهاست بلااستفاده ماندهاند، در حالی که بخش خصوصی برای سرمایهگذاری و احیای آنها آمادگی دارد؟ چند پروژه فقط به دلیل پیچیدگیهای اداری، اختلاف نظر دستگاهها، تصمیمهای سلیقهای یا طولانی شدن فرآیند صدور مجوزها متوقف ماندهاند؟ و مهمتر از همه؛ چه کسی قرار است این ظرفیتهای از دسترفته را شناسایی، اولویتبندی و برای آنها تصمیمگیری کند؟
مشکل خوزستان کمبود جلسه نیست. ما جلسه کم نداریم؛ آنچه کم داریم تصمیم، تسهیلگری و خروجی قابل اندازهگیری است. برگزاری جلسات زمانی ارزشمند است که در نهایت به یک تصمیم منجر شود؛ یک مجوز صادر شود؛ یک پروژه فعال شود؛ یک سرمایهگذار وارد استان شود؛ یک شغل ایجاد شود؛ یا یک مانع واقعی از مسیر تولید و سرمایهگذاری برداشته شود. نقد کردن حق همه ماست و اتفاقاً نقد کارشناسی میتواند به بهتر شدن یک پروژه کمک کند. اما اگر قرار است جلوی یک پروژه اقتصادی گرفته شود، یک مطالبه منطقی وجود دارد: جایگزین آن چیست؟
اگر میگوییم این پروژه مناسب نیست، چه پروژه بهتری پیشنهاد میکنیم؟ اگر میگوییم این سرمایهگذاری اشکال دارد، راهکار اصلاح آن چیست؟ اگر با اجرای یک طرح مخالفت میکنیم، باید بتوانیم پاسخ دهیم که گزینه جایگزین آن چقدر سرمایه وارد استان میکند، چند شغل ایجاد میکند و چه ارزش اقتصادی برای مردم خواهد داشت. چون مخالفت بدون ارائه راهحل، توسعه ایجاد نمیکند.
سرمایهگذار وقتی وارد یک استان میشود، فقط به زمین و سود پروژه نگاه نمیکند؛ به ثبات تصمیمگیری، سرعت فرآیندها، امنیت سرمایهگذاری و رفتار مدیران هم نگاه میکند. سرمایه اگر احساس کند تصمیمگیری قابل پیشبینی نیست، منتظر نمیماند؛ به استان دیگری میرود. و وقتی سرمایه از خوزستان خارج میشود، فقط یک پروژه از دست نمیرود؛ فرصت اشتغال، درآمد، مالیات، گردش مالی و توسعه هم از دست میرود.
آقای معاون اقتصادی؛ اهواز امروز بیشتر از جلسه، به تصمیم نیاز دارد. بیشتر از وعده، به خروجی نیاز دارد. بیشتر از گزارش، به پروژههای فعالشده نیاز دارد. «بازیل» فقط یک رستوران یا مجموعه ساحلی متروکه نیست؛ نمادی از یک فرصت اقتصادیِ روی زمینمانده است.
شاید امروز وقت آن باشد که به جای اینکه منتظر بمانیم سرمایهگذار خودش همه موانع را پیدا کند و از آنها عبور کند، دستگاه اقتصادی استان ظرفیتهای راکد را شناسایی کند، موانع را روی میز بگذارد و برای هرکدام یک تصمیم روشن بگیرد. یک فهرست از پروژههای راکد. یک فهرست از موانع. یک متولی مشخص. یک زمانبندی مشخص. و در نهایت، یک خروجی قابل اندازهگیری.
اگر قرار باشد فرصتهای اقتصادی یکییکی به دلیل تصمیمهای سلیقهای، مخالفتهای غیرکارشناسی یا طولانی شدن فرآیندهای اداری از بین بروند، سؤال این است: هزینه این تصمیمها را چه کسی میدهد؟ نه آن کسی که مخالفت کرده. نه آن مدیری که تصمیم نگرفته. نه آن جلسهای که بدون نتیجه تمام شده. هزینهاش را مردم خوزستان میدهند. چون هزینه توسعهنیافتگی، بیکاری، تعطیلی کسبوکارها و از دست رفتن سرمایهگذاری، در نهایت از جیب مردم پرداخت میشود.
پس بیایید به جای جلسه بیشتر، خروجی بیشتری برای اهواز بسازیم. به جای متوقف کردن فرصتها، آنها را اصلاح کنیم. به جای اینکه فقط بگوییم «نمیشود»، بپرسیم: «چطور میشود؟» و به جای اینکه چند سال بعد دوباره تصاویر پروژههای متروکه را ببینیم، امروز برای احیای آنها تصمیم بگیریم.
اهواز ظرفیت کم ندارد؛ آنچه کم دارد، تصمیمهای بزرگ و بهموقع برای فعال کردن این ظرفیتهاست.
بازیل میتواند فقط یک ساختمان متروکه باقی بماند؛ یا میتواند شروع یک سؤال بزرگتر باشد: چند فرصت دیگر در خوزستان منتظر یک تصمیم هستند؟