سقوط مدل حکمرانی انرژی در تله تصدی‌گری

در حالی که صنعت نفت و گاز با ناترازی‌های تاریخی دست‌وپنجه نرم می‌کند، تکیه بر تصدی‌گری دولت به جای حمایت از دانش‌بنیان‌ها، زنجیره ارزش انرژی را به بن‌بستی خطرناک کشانده است.

وقایع صنعت – وقتی به کالبد اقتصاد انرژی کشور نگاه می‌کنیم با حقیقتی تلخ روبرو می‌شویم که می توان به تضاد عمیق میان ظرفیت‌های عظیم ملی و ناکامی‌های ساختاری در حکمرانی رسید. امروز ما نه با کمبود منابع، بلکه با بحران مدیریت متناسب با این منابع درگیر هستیم و این تضاد زنگ خطری برای بازنگری در کل سیستم مدیریت انرژی کشور است.

یکی از غم‌انگیزترین نمودهای این ناکامی را باید در میدان مشترک پارس جنوبی جست‌وجو کرد. در حالی که شریک قطری ما از نخستین روزها با رویکردی هوشمندانه و نصب کمپرسورها برداشت‌های خود را بهینه‌سازی کرد، ما در گرداب تصمیم‌گیری‌های متناقض و تجاری‌سازی‌های متأخر دست‌وپا زدیم. پیامد این ضعف در دیپلماسی فنی، افت فشار در فازهای مختلف و از دست رفتن روزانه ۵۰ میلیون متر مکعب گاز است؛ رقمی که به تنهایی معادل ظرفیت یک پالایشگاه است. این یعنی ما در حال از دست دادن سرمایه‌های ملی، تنها به دلیل ناتوانی در مدیریت استراتژیک هستیم.

اما اگر لایه‌های داخلی را بررسی کنیم چالش اصلی غلبه تصدی‌گری بر تنظیم‌گری است. ما امروز در هفت حوزه کلیدی از جمله برق، گاز و سرمایه‌گذاری با ناترازی‌های ساختاری مواجهیم. دلیل این وضعیت نبود یک بسته سیاستی منسجم است که با فرهنگ و منابع کشور همخوانی داشته باشد. تا زمانی که تعریف مشخصی از حکمرانی انرژی وجود نداشته باشد، سرمایه‌گذار در سردرگمی نهادی غرق خواهد شد و هرگونه سرمایه‌گذاری در ابهام باقی می‌ماند.

در حوزه زنجیره ارزش نیز ما با یک اشتباه استراتژیک روبرو بوده‌ایم. اشباع بازارهای جهانی در لایه‌های دوم تا پنجم صنایع، بدون برنامه‌ریزی برای توسعه واقعی ارزش افزوده منجر به سقوط قیمت‌ها و نابودی برخی سرمایه‌گذاری‌ها شد. راهکار خروج از این وضعیت بازگشت به ایده‌های عملیاتی است؛ ایده‌هایی همچون پالایشگاه‌های کوچک محلی که سال‌ها پیش مطرح شد تا تولید را به مصرف نزدیک کند، اشتغال منطقه‌ای ایجاد نماید و از تمرکز خطرناک صنعت در نقاط آسیب‌پذیری مانند بندرعباس و اهواز(از منظر پدافند غیرعامل) بکاهد.

همچنین در مورد گازهای فلر، فرصتی طلایی برای بهره‌گیری از فناوری بومی و شرکت‌های دانش‌بنیان وجود دارد. با وجود تحریم‌ها تبدیل فلر به محصول نه تنها ممکن، بلکه سودآور است. اما نکته کلیدی اینجاست که دولت نباید در حمایت از این نوآوری‌ها خساست به خرج دهد. باز کردن میدان عمل برای بخش خصوصی با مشوق‌های واقعی تنها راه خروج از این بن‌بست است.

در نهایت، باید پذیرفت تا زمانی که مدل حکمرانی انرژی از حالت دستوری و تصدی‌گرانه به حالت راهبردی و تنظیم‌گر تغییر نکند، تمام تلاش‌های فنی و تک‌بعدی تنها مسکنی برای دردهای عمیق‌تر خواهند بود. ما نیازمند یک نقشه راه هستیم؛ نقشه‌ای که در آن دولت نقش تعیین هزینه‌ها و سیاست‌گذاری را ایفا کند و میدان عمل را برای متخصصان و شرکت‌های دانش‌بنیان باز بگذارد.

https://vaghayesanat.ir/715736کپی شد!
12