در جستوجوی تعادل؛ کالبدشکافی آینده صنعت فولاد ایران تا افق ۱۴۰۷
وقایع صنعت – صنعت فولاد ایران در نقطهای ایستاده است که دیگر نمیتوان مسیرهای سنتی توسعه را ادامه داد. ما سالها در توهم رشد کمّی بودیم؛ سالهایی که در آن افزایش ظرفیت تولید را تنها معیار موفقیت میدانستیم. اما نگاهی به آمارهای جاری حقیقتی تلخ را برملا میکند؛ ظرفیت اسمی ما به مرز ۶۳ میلیون تن نزدیک میشود اما نرخ بهرهبرداری در بسیاری از نقاط در سطح بحرانی قرار دارد. این شکاف عمیق میان ظرفیت نصبشده و تولید واقعی، نشاندهنده یک نارسایی ساختاری است؛ ما ساختمانهای عظیمی ساختیم، اما برق، گاز و ریل لازم برای بهراه انداختن آنها را پیشبینی نکردیم.
بزرگترین پارادوکس صنعت ما تضاد میان مزیتهای تاریخی و واقعیتهای عملیاتی است. ما دومین تولیدکننده بزرگ آهن اسفنجی (DRI) جهان هستیم و در مرکز جغرافیایی طلایی آسیا قرار داریم، اما امروز با یک ناترازی شدید انرژی روبهرو هستیم. وقتی قیمت برق و گاز برای تولیدکننده بهصورت تصاعدی افزایش مییابد و در مقابل قیمت محصولات نهایی رشد اندکی دارد، سودآوری صنعت در خطر میافتد. در واقع ناترازی انرژی نه تنها تولید را رو به کاهش فرستاده، بلکه میلیاردها دلار از فرصتهای صادراتی ما را به باد داده است.
در افق ۱۴۰۷، بازی در سطح جهانی تغییر کرده است. عصر رشد بیرویه چین به پایان رسیده و جهان به سمت فولاد سبز و کاهش کربن حرکت میکند. ایران در اینجا یک فرصت استراتژیک دارد: ما یکی از کمکربنترین ساختارهای تولید را در میان قدرتهای فولادی داریم. اما این مزیت تنها زمانی به ثروت تبدیل میشود که از تولید شمش معمولی و کالاهای خام فاصله بگیریم و به سمت محصولات با ارزش افزوده بالا حرکت کنیم. صادرات ۲۰ میلیون تنی که هدفگذاری شده، تنها زمانی ممکن است که ما از یک صادرکننده مواد اولیه به یک ارائهدهنده راهکارهای فولادی تبدیل شویم.
اما برای رسیدن به این نقطه باید جراحیهای جدی در بدنه صنعت انجام شود. اول، توقف فوری صدور مجوزهای بدون پشتوانه؛ ما نباید اجازه دهیم ظرفیتهای مازاد، منابع محدود انرژی و مواد اولیه ما را ببلعند. دوم، بازگشت به معادن؛ چرا که تصور وفور سنگآهن یک توهم است. ما باید از همین امروز به فکر اکتشافات عمیق و حتی معدنکاری فراسرزمینی باشیم تا در دهه آینده با بحران ماده اولیه روبهرو نشویم.
در نهایت آینده فولاد ایران در گرو شبکهای شدن است. یعنی پیوندی ناگسستنی میان معادن بالادستی و واحدهای کوچک پاییندستی. تا زمانی که صنایع کوچک و متوسط ها را در حاشیه قرار دهیم، هرگز به بهرهوری واقعی نخواهیم رسید.
صنعت فولاد ایران در بزنگاهی است که یا باید مدل کسبوکار خود را بازآرایی کند و به سمت بهرهوری، دیجیتالسازی و کربنزدایی برود، یا اینکه در تلهی ظرفیتهای بلااستفاده و ناترازیهای انرژی غرق شود. افق ۱۴۰۷، زمان پاسخگویی به این سوال است: آیا ما میخواهیم فقط یک تولیدکننده بزرگ باشیم یا یک رهبر هوشمند در بازار جهانی فولاد؟